السيد الخميني
204
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
خلاف آن باشد ، و هيچيك از عادات و اخلاق و مذاهب و مسالك و غير آن آن را تغيير ندهد و در آن خلل وارد نياورد ، فطرت عشق به كمال است ؛ كه اگر در تمام دورههاى زندگانى بشر قدم زنى و هر يك از افراد هر يك از طوايف و ملل را استنطاق كنى ، اين عشق و محبت را در خميرهء او مىيابى و قلب او را متوجه كمال مىبينى ، بلكه در تمام حركات و سكنات و زحمات و جديتهاى طاقت فرسا ، كه هر يك از افراد اين نوع در هر رشتهاى واردند مشغولاند ، عشق به كمالْ آنها را به آن واداشته ؛ اگرچه در تشخيص كمال و آنكه كمال در چيست و محبوب و معشوق در كجاست ، مردم كمال اختلاف را دارند . هر يك معشوق خود را در چيزى يافته و گمان كرده و كعبهء آمال خود را در چيزى توهم كرده و متوجه به آن شده از دل و جان آن را خواهان است . اهل دنيا و زخارف آن كمال را در دارايى آن گمان كردند و معشوق خود را در آن يافتند ؛ از جان و دل در راه تحصيل آن خدمت عاشقانه كنند ؛ و هر يك در هر رشته هستند و حب به هر چه دارند ، چون آن را كمال دانند بدان متوجهاند . و همينطور اهل علوم و صنايع هر يك به سعهء دِماغ خود چيزى را كمال دانند و معشوق خود را آن پندارند . و اهل آخرت و ذكر و فكر ، غير آن را . بالجمله ، تمام آنها متوجه به كمالاند ، و چون آن را در موجودى يا مو هومى تشخيص دادند ، با آن عشقبازى كنند . ولى ببايد دانست كه با همه وصف ، هيچيك از آنها عشقشان و محبتشان راجع به آنچه گمان كردند نيست ؛ و معشوق آنها و كعبهء آمال آنها آنچه را توهم كردند نمىباشد ؛ زيرا هر كس به فطرت خود رجوع كند مىيابد كه قلبش به هر چه متوجه است ، اگر مرتبهء بالاترى از آن بيابد فوراً قلب از اوّلى منصرف شود و به ديگرى كه كاملتر است متوجه گردد ؛ و وقتى كه به آن كاملتر رسيد ، به اكمل از آن متوجه گردد ؛ بلكه آتش عشق و سوز و اشتياق روزافزون گردد و قلب در هيچ مرتبه از مراتب و در هيچ حدى از حدود رحل اقامت نيندازد . مثلًا اگر شما مايل به جمال زيبا و رخسار دلفريب هستيد و چون آن را پيش دلبرى سراغ داريد دل